چند سالته؟

متاهلی یا مجرد؟

کی ازدواج می کنی؟

کی لیسانس میگیری؟

چقدر درس می خونی؟

کی بچه دار میشی؟ چرا بچه ندارین؟

چرا پیشگیری می کنین؟

باردار نیستی؟

بچه ت تنهاست یکی دیگه نمیاری؟ دیر میشه ها

مدل ماشینت چیه؟

اگر زمان برگرده بازم ازدواج می کنی یا نه؟

خونه مال خودته یا اجاره ست؟

چقدر درآمد داری؟ حقوقت چقدره؟

سرمایه دیگه ای نداری؟

فلان چیز رو چند خریدی؟ /قیمتش چقدره؟

موهاتو رنگ می کنی؟

پرسیدن تایم کاری و برنامه زندگی؟

چند کیلویی؟

لاغر شدی/ چاق شدی/ رژیم گرفتی؟

به کی رای دادی؟

چرا فامیلتو عوض کردی؟

فامیل قبلیت چی بوده؟

سوالاتی که به بحث مربوط نیستند

و ….

تا کنون با چنین سوالاتی مواجه شده اید؟ وقتی فردی که با شما رابطه نزدیکی ندارد یا حتی رابطه خویشاوندی با شما دارد این سوالات را از شما بپرسد چه احساسی به شما دست می دهد؟

لیست بالا تنها نمونه ای از سوالاتی است که در نظر سنجی مطرح شده اند و ممکن است بسته به نوع و میزان صمیمیت روابط نامناسب به نظر رسیده و حس خوبی به مخاطب ندهند.

و البته بی پاسخ گذاشتن سوالات هم ممکن است بی ادبی به نظر برسد.

در این مقاله می خواهیم بدانیم چه سوالاتی را می توانیم از دیگران بپرسیم، چه سوالاتی نامناسب محسوب می شوند، چرا افراد چنین سوالاتی می پرسند و اینکه چطور به آنها پاسخ دهیم.

چه سوالاتی را می توانیم از دیگران بپرسیم؟

اگر می خواهید روابط خوب و موثری را با دیگران بسازید باید احساسات و راحتی آنها را مد نظر قرار دهید. چه کسی دلش می خواهد با فردی رابطه بسازد که حس معذب بودن به او می دهد و در امور شخصیش سرک می کشد؟

آیا شما ترجیح می دهید با چنین فردی کار کرده و ارتباط داشته باشید یا با فردی که به حریم شخصی شما احترام می گذارد و کنجکاوی نمی کند؟

شما در کنار فرد اول احساس امنیت و راحتی بیشتری دارید یا فرد دوم؟

طبیعتا همه ما انسانیم و به دنبال آرامش، امنیت و حس خوب. پس باید این موارد را برای دیگران بخواهیم تا دیگران هم برای ما بخواهند. باید احترام بگذاریم تا احترام ببینیم.

حال چه باید کرد؟

وقتی کنجکاوی به سراغمان می آید تا سوالی در مورد مسایل شخصی دیگران بپرسیم لحظه ای تامل کرده و بیاندیشیم که …

  • آیا رابطه من با این فرد به قدری نزدیک هست که بتوانم چنین سوالاتی را بپرسم؟
  • آیا این سوال من حس خوبی به او می دهد؟ یا او را ناراحت و معذب می کند؟
  • آیا سوال من قابل پرسیدن در حضور افراد خاصی مثل کودکان یا همکاران هست یا خیر؟
  • اگر خودم بودم دوست داشتم این سوال را بشنوم؟
  • و آیا پاسخ این سوال بدرد من می خورد؟ پرسیدنش چه سودی برای من خواهد داشت؟ دانستنش به چه کارم می آید؟

اگر در ذهن خود با جوابهای «نه ، هیچی و مشابه آن» مواجه شدید پس لطفا آن سوال را نپرسید. ولی اگر جواب آن نفعی به حال شما دارد آنگاه سعی کنید غیر مستقیم و به بهترین شکل آن را مطرح کنید.

ببینید سوالات شخصی را چگونه می توانید به بهترین شکل ممکن مطرح کنید که حس بهتری به طرف مقابل بدهد.

این را هم مد نظر داشته باشید که در صورت مطرح کردن چنین سوالاتی، آماده شنیدن هر نوع جوابی باید باشید حتی جواب صریح و تند و از شنیدن آن ناراحت نشده و به آن احترام بگذارید.

برخی وقتی با پاسخهای رک و صریح در جواب این سوالات مواجه می شوند ناراحت شده و سپس دست به رفتارهای غیر حرفه ای مثل قضاوت و بدگویی می زنند.

نحوه کنترل سوالات دوست نداشتنی

چرا افراد اینگونه سوالات را می پرسند؟

دلایل مختلفی می تواند موجب پرسیدن این نوع سوالات از سوی افراد شود. شاید به هنگام گفتگوهای کوتاه من باب آشنایی با افراد، ناگهان با موضوعی از سوی فرد مقابل مواجه شوید که دوست ندارید در مورد آن صحبت کنید.

آن موضوع حتی ممکن است به سادگی پرسشی در مورد عدم تطابق فامیل شما با فامیل برادر، فرزند یا والدینتان باشد.

یا اینکه «شما قبلا ازدواج کردین؟» یا «فامیل قبلیتون چی بوده؟» و سوالات این چنینی که شما ترجیح می دهید برای خودتان بماند و در موردش صحبتی نکنید.

اینکه شما «چرا نماز می خوانید؟» یا «روزه هستید یا خیر» به کسی مربوط نیست.

سوالات دوست نداشتنی چه سوالاتی هستند؟

سوالات شخصی لزوما از سوی غریبه ها مطرح نمی شود. گاهی دوستان یا همکاران چیزی را در مورد شما کشف می کنند که قبلا نمی دانستند، مثلا بجای ۴ سال شما مدرک کارشناسی خود را در طول ۶ سال گرفته اید.

یا از سربازی معاف شده اید. یعنی یک موضوع شخصی که دوست ندارید کسی آن را بداند. اما حس می کنید مجبورید پاسخ بدهید چون طرف مقابل برای دانستنش خیلی علاقه نشان می دهد.

این نوع سوالات سلیقه ای بوده و بسته به شخصیت هر فرد و لحن پرسش فردی که آن را مطرح می کند می تواند طیف گسترده ای را در بر بگیرد اما به طور کلی سوالاتی که به پول مربوط می شوند در دایره سوالات مجاز قرار نمی گیرند.

سوالاتی که با حقوق و قیمت یک خودرو یا خانه مرتبط هستند از نوع سوالات مناسب نمی باشند.

سوالاتی که به ظاهر فرد مربوط است باید بیشتر به شکل تحسین و تمجید بیان شوند تا یک واکنش به آنچه می بینید و پرسش قضاوت گونه.

بجای اینکه بگویید: «به نظرم موهاتو رنگ کردی» بهتر است بگویید: «چقدر موهات قشنگ شده/ چقدر رنگ موهات به پوستت میاد» یا «از رنگ موهات خیلی خوشم اومده. آرایشگر خوب سراغ داری بتونه این رنگ رو برای منم در بیاره؟»

وقتی در مورد کاهش وزن کسی نظر می دهید مراقب و محتاط باشید. درست است که ارزش قائل شدن برای تلاش دوستتان کار خوبی است اما باید مراقب این نکته هم باشید که بر روی کاهش وزن او هم خیلی تاکید نکنید

چون ممکن است چنین برداشت کند که قبلاً جذاب نبوده و همچنین ممکن است کاهش وزن فعلی او دوامی نداشته باشد (پس اگر به حالت قبل برگردد دیگر به نظرتان جذاب نخواهد بود و این فکر حس بدی به او خواهد داد).

گفتگوی خود را بیشتر بر روی تناسب اندام و عادات زندگی سالم متمرکز کنید.

وقتی در مورد مسائل خانوادگی،‌ ظاهر یا روابط خانوادگی همراه خود در مقابل دیگران نظر می دهید یا سوال می پرسید، بیشتر توجهتان را به او معطوف دارید.

وقتی همراه شما مسئله ای خصوصی را جلوی دیگران مطرح می کند قطعاً حس خوبی را به شما نمی دهد.

وقتی افراد در جمع از شما سوالات شخصی می پرسند که انتظارش را نداشته و برای شنیدنش آمادگی ندارید اصلاً حس خوشایندی نیست انگار همه سرها و نگاه ها به سمت تو می چرخد و در تله ای گیر افتاده ای که راه فراری نداری.

خیلی اوقات افراد نمی دانند سوالی که مطرح می کنند از خط قرمز دیگران عبور کرده و تصور می کنند سوالات آنها برای باز کردن سر صحبت با فرد مقابل است. پس بهتر است ملایم برخورد کنیم.

اولین و مهمترین کار این است که بخاطر داشته باشید شما حق دارید حریم شخصی خود را داشته باشید.

هیچگاه نباید حس کنید که مجبورید به سوال شخصی دیگران پاسخ دهید یا در برابر آن تسلیم شده و همه چیز را فاش کنید، فقط بخاطر اینکه آسانتر از پیچاندن این نوع سوالات است.

همیشه راهی هست که به یک سوال پاسخ دهید بدون اینکه اطلاعات شخصی خود را فاش نمایید.

سوالات دوست نداشتنی در ایمیل

چگونه به چنین سوالاتی پاسخ دهیم؟

گاهی با همکاران یا افرادی مواجه می شوید که می خواهند داخل زندگی شما سرک بکشند و به این کار اصرار می ورزند.

این کار آنها باعث به هم زدن تمرکز شما در محل کار شده و موقعیت شغلی شما را تهدید نموده و انرژی شما را از نظر حسی به هدر می دهد.

وقتی با چنین سوالاتی از جانب دیگران مواجه می شوید دو نوع واکنش ممکن است:

رویکرد بی پروا و غیر اخلاقی:

۱- پاسخ توهین با جوابی اجمالی و سرد
۲- تلاش برای «خوش رفتاری» علی رغم میل خود و دادن اطلاعاتی که فرد مقابل حق پرسیدنش را نداشته یا نیازی به دانستنش ندارد.

رویکرد اخلاق مدارانه:

۱- درک اینکه تلافی بدی با بدی (یا در این مورد خاص : «بی ادبی در برابر بی ادبی») همیشه نتیجه بدی و بی ادبی دارد. همیشه!
۲- درک اینکه اساس اتیکت، داشتن حد و مرزهای خوشایند است. شما می توانید این حد و مرزها رو مشخص کنید و دیگر حس بد ناشی از سوالات آزاردهنده افراد فضول که مدام بر روی اعصاب شما راه می روند را تجربه نکنید.

چطور می شود رویکرد اخلاق مدارانه را تجربه کرد؟

در ادامه با استراتژیهای مختلف انجام این کار را برایتان راحتتر خواهیم ساخت.

سوال کنندگان شاید فضول باشند شاید هم فردی نرمال

قبل از اینکه به سوالی پاسخ دهید دو نکته بالا در مورد رویکرد اخلاق مدارانه را در خاطر بیاورید. سپس اگر فردی که چنین سوالی از شما می پرسد را می شناسید، اغلب انگیزه اش از پرسیدن را می فهمید.

سعی دارد از شما اطلاعات بکشد و تحقیر و قضاوتتان کند؟ یا زیادی برونگراست و در مورد خودش هم همین اطلاعات را می دهد؟

اگر از نوع دوم باشد احتمالاً سوال پرسیدن او هم فقط راهی برای سر صحبت را باز کردن است و اصلاً قصد دخالت و فضولی ندارند.

وقتی طوری زندگی کنی که آشکار و مشخص باشد (تقریباً همه زندگیت آشکار باشد) تمایل داری دیگران را هم مثل خودت ببینی.

و وقتی زندگی و امور شخصیت را جار نمی زنی ترجیح می دهی جزئیات زندگیت طبقه بندی شده و در یک صندوق محافظت شده و قفل بماند.

استراتژی طفره یا انحراف موضوع

  • «داشتی در مورد چی حرف میزدی؟» (فرد احتمالا برای باز کردن باب گفتگو آن را می پرسد پس طفره رفته و او را درگیر موضوع دیگری برای گفتگو کنید.)
  • پاسخ: «چیز خاصی نبود. حالا برامون تعریف کن تعطیلات خوش گذشت؟»

استراتژی پاسخ مبهم

  • «حقوقت چقدره؟»
  • پاسخ: «مشکلی ندارم باهاش،‌ خوبه» یا «بیشتر از این می خوام»

استراتژی شوخی و طنز

شوخی کردن ممکن است آنها را فروتن کند. شوخی همیشه راهی مودبانه برای آرامش و گفتگوی متمدنانه است

  • «کی بچه میارین؟»
  • پاسخ: «هر وقت قرار شد شما نگهش داری» یا «وقت گل نی»
  • «چقدر این …. رو خریدی؟ چقدر بابتش پول دادی؟»
  • پاسخ: «خیلی» یا «از حسابدارم بپرس»
  • «چرا نیومدی سر کار؟/ چرا مرخصی گرفتی؟»
  • پاسخ: «خواستم یه روز از دست همکارام استراحت کنم» «دلم می خواست (با لحن شوخی)»
  • «به کی رای دادی؟»
  • پاسخ: «مامانم گفته هیچوقت در مورد پول و سیاست با کسی بحث/صحبت نکنم»
  • «چند سالته؟»
  • پاسخ: «یه رازه»
  • «چقدر حقوق می گیری؟» 
  • پاسخ: «نصف ارزش کارم»

استراتژی حافظه بد

  • «چند خریدیش؟»
  • پاسخ: «یادم نمیاد» یا «خیلی نشد»

استراتژی اغراق

  • «چند سالته؟»
  • پاسخ: یک سن اغراق شده را بگویید مثل ۱۰۰ سال «یه ۱۰۰ سالی میشه، خوب موندم نه؟»

استراتژی پاسخ واضح و صریح

گزینه های دیگری هم وجود دارد. پاسخ صریحتر اما با رویکرد محترمانه هم روش خوبیست. در این شیوه لحن صدای شما پیامتان را حتی بیشتر از کلماتتان خواهد رسانید.

  • سوال: «آخرش خونه ت رو چند قیمت کردن؟»
  • پاسخ: «ترجیح میدم در موردش حرف نزنم» یا «موافقی در مورد موضوع دیگه ای صحبت کنیم»
  • «کی میخاین بچه دار بشین؟»
  • پاسخ: «فعلا بهش فکر نمی کنیم»
  • « برای چی رفتی دکتر؟» یا « از همسرت جدا شدی؟ حالا چیکار می کنی؟»
  • پاسخ: «من خوبم. مرسی که جویای احوالم شدی»

استراتژی «زیرا»

کلمه «زیرا» قدرتمند است. خود این کلمه می تواند یک توضیح کامل باشد. هیچ کس کاملاً مطمئن نیست چرا، اما تجربه اجتماعی ثابت کرده است که قدرت این کلمه واقعیت دارد.

شاید به روزهایی برمی گردد که پاسخ پدر یا مادرمان به سوال «چرا؟» یک کلمه بود : «زیرا/چونکه»

تحقیقی بر روی یک زن جوان انجام شد که از افراد منتظر در صف استفاده از دستگاه کپی، می خواست اجازه دهند او به جلوی صف برود.

وقتی می پرسید «می تونم من جلوتر از شما بایستم؟» و هیچ توضیحی نمی داد فقط ۶۰٪ از افراد به او اجازه می دادند جلوی آنها بایستد.

اما وقتی یک دلیل به درخواستش اضافه کرد (کلاسم ده دقیقه دیگه شروع میشه و باید این کاغذها رو برای انجام تکالیفم کپی کنم) بیش از ۹۰٪ افراد حاضر در صف گفتند : «بله حتماً»

اما نکته جالب اینجاست:

وقتی از افراد در صف می خواست که جلوی آنها بایستد و دلیل منطقی ارائه نمی داد (میتونم جلوی شما بایستم چون باید چندتا کپی بگیرم؟) بیش از ۹۰٪ افراد باز هم پاسخشان مثبت بود.

با وجودیکه تنها دلیل او کلمه «چون/زیرا» بود که اصلاً دلیل محسوب نمی شود.

با این تحقیق به قدرت کلمه «زیرا» پی می بریم و نشان می دهد که استفاده از همین تک کلمه در پاسخ به چنین سوالاتی هم می تواند به ما کمک کند.مخصوصا در مقابل افرادی که برای گرفتن اطلاعات اضافی ما را تحت فشار قرار می دهند

مثلاً می گویند: «نه واقعاً چرا پنج شنبه رو مرخصی گرفتی؟» می توانید پاسخ دهید: «یک روز مرخصی گرفتم چون به مرخصی نیاز داشتم»

یا وقتی از شما می پرسند چرا به آن مهمانی نمی روید؟ می توانید اینطور جواب دهید: «چون نمی تونم شرکت کنم».

فقط یادتان باشد که مراقب لحنتان هم باشید.

ضمن اینکه گفتن «ترجیح می دهم در موردش صحبت نکنم» یا «خصوصیه»، نیز پاسخ خوبیست. مخصوصاً اگر فکر می کنید سعی دارد با این سوال شما را بترساند.

کلام آخر:

ما در عصر «بدون راز» زندگی می کنیم. در تلویزیون، فیسبوک، توییتر یا سایتهای ویدئویی و …. . گویی جزئیترین اطلاعات زندگی گوشه گوشه روزهای ما را پر کرده است. اما باز هم باید در پرسیدن سوالات شخصی احتیاط کرد.

بین آنچه انتخاب می کنیم با دیگران به اشتراک بگذاریم و آنچه می خواهیم از ما برای اشتراکش درخواست شود، تفاوت وجود دارد.

وقتی سوالات شخصی می پرسیم، به پاسخی که در قبال آن دریافت می کنیم هم احترام بگذاریم. هر دو طرف باید مهربان و محترمانه برخورد نمایند.

وقتی شما پاسخ دهنده هستید به همان اندازه ای که تمایل دارید، اطلاعات بدهید.

تصور نکنید که مجبورید در مورد مسائل شخصی خود به کسی اطلاعات بدهید. یک پاسخ مبهم به فرد مقابل نشان می دهد که تمایلی به دادن اطلاعات ندارید.

نمونه هایی از سوالات شخصی را در این مقاله مشاهده کردید. اما آیا سوالی هست که شما را آزار می دهد و دوست ندارید در مورد آن پاسخ دهید؟

لطفا آن را همین جا با ما به اشتراک بگذارید تا خوانندگان این مطلب آگاهی بیشتری نسبت به این نوع سوالات پیدا کرده و کمتر موجب معذب شدن و ناراحتی دیگران شوند.

سپاسگزارم

در مقاله بعد به ۸ روش کنترل این نوع سوالات می پردازیم. با ما همراه باشید.