یافته های علم نوروساینس در مورد برداشت اول

برداشت اول ظرف چه مدت زمانی در مغز ما شکل می گیرد؟

چیزی که تا کنون می دانستیم این بود که ایجاد برداشت اول در ذهن ما (که منجر به قضاوت نسبت به دیگران می شود) خیلی سریع اتفاق می افتد

و میزان این سرعت بین ۷ تا ۳۰ ثانیه تخمین زده شده بود. اما چیزی که نمی دانستیم و تحقیقات سال های اخیر نوروساینس نشان داد این است که

این روند بسیار سریعتر از چیزی که تصور می کردیم رخ می دهد. 

برداشت اول و اهمیت آن در اتیکت کسب و کار

۱- تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ توسط سونیا مک دانلد، بنیانگذار Leadership HQ (که از نوروساینس بهره برد تا آنچه یک نفر را به یک رهبر بیزینسی بهتر تبدیل می کند، بهتر درک نماید)

 انجام شد نشان داد که فقط ۱۰۰ میلی ثانیه طول می کشد که یک برداشت اول در ذهن ما در مورد سایرین شکل بگیرد.

یعنی اهمیت زمان در این موضوع بیش از پیش مشخص شده است.

مک دانلد چنین ابراز داشت که:

«در این مدت زمان، ذهن شما درگیر جزئیات بسیاری در مورد فرد مقابل شده، آنها را پردازش می کند و به یک نتیجه گیری می رسد»

به هنگام تشکیل یک برداشت اول در ذهن، انسان از دو قسمت از مغز خود استفاد می کند- آمیگدالا و قشر ساقه خلفی (PCC)

وقتی آمیگدالا اطلاعات دریافتی از حواس پنجگانه شما را دریافت می کند تا به سیگنال های پیرامون واکنش نشان دهد،

قشر ساقه خلفی بر روی احساس و حافظه شما مشغول کار است تا تجارب و خاطرات زندگی شما را به احساساتتان پیوند دهد- یعنی اساساً این بخش تصمیم گیرنده هست.

مک دانلد این فرایند را «پرکردن جاهای خالی» می نامد.

به گفته او «ما همیشه خاطرات مرتبط نداریم، و مغز ما می خواهد این کمبود اطلاعات و جاهای خالی خود را جبران کند.

پس براحتی بر اساس برداشتها و تجربیات مشابهی که در گذشته داشته ایم شروع به نتیجه گیری می کند و این یعنی برداشت اول ما همیشه درست نیست.

این برداشت بیشتر انعکاسی از ماست تا اینکه یک ارزیابی غیر متعصبانه و منصفانه باشد. 

معمولاً ما آن را یک «حس درونی/شهودی» یا «غریزه» می نامیم که برداشت قبلی ما را تکمیل کرده و توجیه می نماید.»

۲- و در تحقیقی که روانشناسی از دانشگاه گلاسکوی اسکاتلند در سال ۲۰۱۷ انجام داد نشان داده شد که ذهن افراد در کسری از ثانیه برداشتهای گسترده مشترک و مشابهی

از ما می سازد. یعنی قبل از اینکه بخش دوم کلمه اول ما از دهانمان خارج شود همه افراد حاضر در جمع در مورد اینکه چطور آدمی هستیم قضاوت می کنند و بر روی ارزیابی خود

در مورد اینکه ما قابل اعتماد، قابل اتکا، تهاجمی، سلطه طلب یا گرم و صمیمی هستیم یا خیر با هم توافق دارند.

این نشان می دهد که حاضرجوابی یا دیدگاههای ما نسبت به وضعیت سیاسی و اقتصادی فعلی نیست که به ایجاد چنین برداشتی در ذهن دیگران کمک می کند.

بلکه سیگنال های غیر کلامی و تن صدای ما در این امر نقش دارند. 

این تحقیق بر روی تن صدا متمرکز شد و صدای ۶۴ نفر که «hello» را گفته و صدای آنها ضبط شده بود مورد بررسی قرار داد و نتیجه آن نمایشگر توافق گسترده ای در مورد این صداها بود.

در واقع از بین ۳۲۰ شرکت کننده، همه به صدای خاص یک مرد بالاتفاق رای «غیر قابل اعتماد بودن» دادند.

همه ما خواهان این هستیم که چنین صدایی نداشته باشیم. درست است؟ پس ببینیم ویژگیهای آن صدا چطور بود. 

کمی پیچیده است اما ظاهرا اگر تن صدای شما در پایان «hello» بالا برود غیر قابل اعتمادتر به نظر می رسید. مخصوصا اگر یک زن باشید.

اگر صدای شما خیلی خش دار باشد و شما مرد باشید پس شما هم اعتمادپذیری پایینتری را نشان می دهید.

پس موقع آشنایی اولیه سعی نکنید ادای چنین صداهای ریسکی و بازیگرانه ای را در بیاورید.

جالب اینجاست که شرکت کنندگان این تحقیق اساسا در مورد سایر ویژگیهای آن فرد نیز با هم توافق داشتند.

ما با سرعت فوق العاده ای برداشتهای دائمی و قابل توجهی از افراد در ذهن خود می سازیم.

۸ استراتژی علمی برای ایجاد یک برداشت اول ماندگار

دانستن این اطلاعات چه فایده ای برای ما دارد؟

درک اینکه یک برداشت اول چطور شکل می گیرد به ما کمک می کند که بجای متکی بودن بر تعصبات و گرایشات ناخودآگاه خود در تصمیم گیری، بتوانیم تصمیمات آگاهانه تری بگیریم.

دو دلیل وجود دارد که درک عملکرد مغز در ایجاد برداشت اول به تصمیم گیری بهتر ما کمک می کند:

۱- آگاهی از تعصبات خود

«در هر نقشی، به ویژه یک رهبر، همیشه باید از مهارتهای افراد استفاده نمود. وقتی یک برداشت اول منفی در مورد یک عضو گروه در ذهن شما ایجاد می شود،

تحت کنترل داشتن واکنش احساسی و نشان ندادن آن، کار دشواریست و تعصب شما ممکن است بدون اینکه حتی نسبت به آن آگاه باشید خود را نشان دهد.

این موضوع به طور بالقوه می تواند یک رابطه کاری را تخریب نماید.»

«وقتی متوجه باشید که مغز شما مشغول نقاشی این شخص با خاطرات و احساسات قبلی شماست -همینطور رنگ آمیزی تصویری که از او می بینید-

تحت کنترل گرفتن واکنش احساسی شما بسیار آسانتر خواهد شد. پس می توانید منطق را بر آن موقعیت سوار کرده و شروع به خنثی نمودن آن واکنش عاطفی نمایید.»

۲- آگاهی از اینکه تعصبات دیگران نیز بر روی آنچه از شما می بینند اثر خواهد گذاشت

«زمانی که بفهمید یک فرد شما را از طریق حافظه احساسی خود مشاهده کرده و قضاوت می کند، آن وقت می توانید بجای اینکه تجربیات منفی در ذهن او ایجاد کنید،

برای ایجاد یک تجربه مثبت در ذهنش، آگاهانه تلاش نمایید. زبان بدن باز، تماس چشمی و یک لبخند همیشه شروع خوبی هستند اما ارسال سیگنالهای مطمئن

در مورد علایق و آشنایان مشترک را نیز نادیده نگیرید. به افراد یک نکته مثبت از خود ارائه دهید.»

«با درک فرایند تشکیل یک برداشت اول مثبت، متوجه این نکته نیز خواهید شد که چطور یک برداشت متفاوتی از خود ایجاد نمایید. و این موضوع به گذر زمان نیاز دارد.

برداشتهای اول را به سختی می توان تغییر داد اما امکان پذیر است

«نوروساینس هر روز بیشتر و بیشتر در مورد قدرت مغزمان به ما خواهد آموخت و به ما در مورد نحوه عملکرد آن نگرشی می دهد. این عمل به ما نشان می دهد که

برداشتهای اول ما در واقع خلاصه ای از اطلاعاتیست که جمع آوری کرده ایم و سپس با تفاسیر و تعابیر خود آنها را رنگ آمیزی نمودیم. گاهی درست هستند و گاهی نه،‌

اما همیشه قدرت بسیاری خواهند داشت»

منابع:

https://www.businessinsider.com.au

https://publicwords.com