برای همه ما اتفاق افتاده است که شخصی پیش آمده، با ما احوالپرسی کرده، و در مورد اینکه چقدر از دیدن ما خوشحال است، سخن گفته – و ما نتوانستیم او را بخاطر آوریم.

شاید چهره اش برای ما آشنا باشد، اما نام او و جایی که قبلاً او را دیده ایم، کاملاً از یادمان رفته است. چنین موقعیتی نه تنها معذب کننده، بلکه بسیار عادی و رایج است.

اما باور کنید که می توان چنین موقعیتی را با هوش و ظرافت مدیریت نمود. چگونه؟ در ادامه با ما همراه باشید تا راه آن را برایتان بگویم

قانون شماره یک:

نپرسید “شما کی هستید؟

در عوض با مهربانی پاسخ داده و به آن فرد نشان دهید که از دیدنش خوشحال شده اید.

یک راه برای احیاء حافظه شما این است که از وی بپرسید از آخرین باری که با هم گفتگو داشتید، چه اتفاقاتی برایش رخ داده است؟

پاسخ او ممکن است نکته ای را به شما نشان دهد (یعنی، یک شرکت، یک همکار حرفه ای، یا یک جلسه) که تلنگری به حافظه شما زده و موجب شود او و نامش را به خاطر بیاورید.

اگر باز هم نتوانستید در حین صحبت، نامش را بخاطر بیاورید، مهربانی خود را ادامه داده و بسادگی از به کارگیری هرگونه اسمی خودداری نمایید.

بعد از اینکه مکالمه شما تمام شد، همکاری را صدا بزنید – یا فردی که احتمالاً شاهد جلسه شما بوده- و از او بخواهید در به یادآوری نام آن فرد به شما کمک کند.

زمانی که نامش را فهمیدید، آن را جایی یادداشت کنید تا در آینده آن را بخاطر بیاورید و یادداشتی را به فرد مورد نظر مبنی بر اینکه از ملاقات او لذت بردید، ارسال نمایید.

این کار هرگونه حس ناخوشایند احتمالی بخاطر بکار نبردن اسمش در آخرین ملاقاتی که داشته اید را جبران خواهد نمود.

تو را چگونه بخوانم؟

تلاش برای درست بکار بردن اسم دیگران چقدر اهمیت دارد؟

حکایت زیر را از فردی که با جان اف کندی ملاقات کرده است بخوانید.

کِندی مردی بود که براحتی نمی گفت : “من نام شما را فراموش کرده ام”

وقتی کندی با آن فرد در دستشویی ملاقات کرد به او گفت :« اسم شخصی که بیرون منتظر من ایستاده رو فراموش کردم. شما راه حلی برای این مشکل دارین؟»

خوشبختانه فرد مورد خطاب کندی توانست نام مرد مورد نظر را پیدا کند و بقیه آن شب را برای سناتور و “آشنای قدیمی اش” آسان و هموار نماید!

یک استراتژی دیگر

برای اینکه افراد مجدد خودشان را معرفی نمایند از استراتژی زیر می توانیم بهره ببریم:

وقتی فردی به شما نزدیک می شود، به سادگی با دست دادن به او خوش آمد گفته و بگویید:«اسم شریفتون…» بدون اینکه کلمه دیگری اضافه کنید.

با گفتن عبارت ساده “اسم شریفتون …”بعد از پیش آوردن دست خود، فرد مورد نظر مجدداً خودش را به شما معرفی خواهد کرد. می توانید امتحان کنید!

این استراتژی درست است که فراموشی ما را نشان می دهد اما علاوه بر کمک به آشنایی مجدد با این شخص و حس احترام به نامش، می تواند آن لحظه ناجور را به یک تجربه دلپذیر تبدیل نماید.

همچنین باعث راحتی شما و فرد مقابل در آن ملاقات خواهد شد. بخاطر داشته باشید که ممکن است او هم نام شما را از یاد برده باشد!

پسرخاله نشو

اگر نامم را فراموش کردند چه؟

اگر شما فردی هستید که نامتان توسط شخص مقابل فراموش شده است چطور؟ چگونه باید رفتار کنید؟

اول از همه یادتان باشد که این فراموشی در عصر سرعت و اطلاعات اتفاقی رایج است چون ما با افراد مختلف در طول زندگی و حرفه خود برخورد داریم پس از این فراموشی دلگیر نشوید

و قدم بعدی این است که در اینگونه مواقع خودتان پیشقدم شده و همان ابتدا نام خود را بگویید. تصور نکنید که چون یک یا چندبار با طرف مقابل ملاقات داشته اید حتما نامتان در خاطرش مانده است.

این کار هم زمان کمتری را برای یادآوری نام از شما و فرد مقابل به هدر می دهد هم موقعیت پیش آمده موجب شرمساری و معذب بودن او نخواهد شد.

پس هم حس شما بهتر است هم حس بهتری برای او خواهید ساخت.

کدامیک از این روشها را امتحان کرده اید؟

تجربه ای در این موقعیتها دارید؟ خوشحال می شویم با ما هم در میان بگذارید