شاید با دیدن عنوان این مطلب تعجب کنید و این سوال در ذهن شما شکل بگیرد که اتیکت یا ذهن آگاهی چه ارتباطی با هم دارند و از سوی دیگر چطور این دو می توانند موجب شادی ما شوند؟

برای پاسخ به این سوال مطلب زیر را بخوانید تا شاید شما هم به اهمیت این دو برای شادی ما انسانها پی ببرید.

در عصر کنونی ما خیلی به اتیکت فکر نمی کنیم و شاید حتی فکر کنیم اتیکت برای افرادی قدیمی و غیر مدرن است. اما بد نیست بدانید که اتیکت امروز هم برای خودش جایگاهی دارد طوریکه نبودش باعث شادی کمتر ما خواهد شد.

بیایید این چند موقعیت را با هم تصور کنیم:

۱- در حال وارد شدن به یک بانک هستید و شخصی که چند قدم جلوتر از شماست در فنردار یا چرخان را به روی شما رها می کند

۲- پشت میز غذا با دوستان خود نشسته اید و پنج دقیقه از غذا گذشته و نصف افراد دور میز مشغول جواب دادن به پیامهای تلفن خود یا وبگردی هستند

۳- بعد از تماشای فیلم تا دیروقت،‌ همه به تنهایی و در تاریکی به سمت ماشینهای خود می روند

۴- مهمانیهایی را در خانه خود برگزار و میزبانی می کنید اما به نظر میرسد کسی قرار نیست شما را به مهمانی خودش دعوت نماید

زندگی ما پر است از این موقعیتها، و این لیست می تواند همچنان ادامه داشته باشد.

البته، می توانید نویسنده این مطلب را به امل بازی و تفکر قدیمی داشتن و شبیه این، متهم کنید، اما با این وجود بیایید ببینیم در مورد اهمیت اتیکت در زندگی هایمان چه می گوید.

کدام یک از شما می تواند بگوید «وقتی کسی در را برایم نگه می دارد تا رد بشوم، حس خوبی به من نمی دهد؟»

آیا شما وقتی باهم به رستوران رفته باشید و در تمام مدت با هم حرف بزنید، به حرفهای هم گوش بدهید و از همراهی هم لذت ببرید، از این موضوع ناراحت می شوید؟ بدتان می آید؟

این دو تصویر فقط دو نمونه از موقعیتهای اتیکتی و آدابی هستند که باعث ایجاد حس خوب ما و دیگران می شوند.

این حس خوبی که در ما ایجاد می شود به خاطر نیاز به کمک جسمی نیست بلکه به خاطر اتصال و برقراری ارتباطی هست که بین ما و آن فرد به وجود می آید.

به این سه مفهوم که در حال ظهور و قدرت گرفتن است توجه کنید:

۱- آسیب پذیری به عنوان یک قدرت (نقطه قوت)

۲- جبران کردن لطف به عنوان چسب اجتماعی (متصل کننده)

۳- نیاز به ارتباط فردی، برای سلامت روانی و جامعه سالم

ما وقتی بجای اینکه برای رسیدن به ظاهرمان انرژی بگذاریم، به خودمان اجازه می دهیم دیده شویم، آنجاست که پایه های ارتباط اصیل و واقعی را برای خودمان شکل می دهیم.

نشان دادن نقطه ضعفهای خود،‌ شجاعت و قدرت درونی عظیمی نیاز دارد!

اما این همان چیزیست که ما به وسیله آن، ارتباط عمیقی با دیگران می سازیم. وقتی دیگران نقطه ضعف تو را ببینند، احتمال اینکه آنها هم در برابرت آسیب پذیر شوند بیشتر می شود (یک اتفاق متقابل).

ما اگر می خواهیم شاد زندگی کنیم باید مشغله های خود را متوقف کنیم، همدیگر را ببینیم، به همدیگر گوش دهیم، و مهربانی را متقابلا به همدیگر بدهیم، چون زندگی ما آدمها به هم ارتباط دارد.

خب حالا این سوال پیش می آید که این مواردی که گفتی چه ارتباطی با اتیکت دارد؟

بسیار خب،‌ بیایید ببینیم اتیکت چطور ریشه در قواعد رفتاری متقابل دارد، و همین رفتار متقابل به عنوان یک چسب اجتماعی عمل می کند …

می خواهیم دوباره موقعیتهای بالا را تست کنیم:

۱- وقتی شما در را برای من باز می کنی، یعنی متوجه شدی که من هم می خواهم وارد ساختمان شوم. یعنی از دنیای خودت بیرون آمدی و نگاهی به اطرافت انداختی و یک لحظه دیدی

من به در نزدیک شده ام و حضور من را درک کردی. در نتیجه من لبخند میزنم و می گویم متشکرم چون همین دیده شدن (و اهمیت دادن) حس خوبی ایجاد می کند.

و این لبخند و تشکر یک واکنش ثانویه از طرف شما دارد … چرا؟ چون شما هم حس خوبی دریافت کردید.

۲- وقتی پشت میز غذا می نشینیم و قبل از اینکه شروع به غذا خوردن کنیم برای بقیه هم صبر می کنیم،‌ یعنی یک لحظه از زندگی خود را صرف صبوری برای همدیگر و قدردانی از هم می کنیم،

و لحظه ای دیگر را صرف توجه به غذایی که برای ما آماده شده است. قدردانی مثل داروی پروزاک برای ذهن ماست. بعد به خوردن و صحبت کردن با همدیگر ادامه می دهیم

(نه اینکه مشغول تلفنهای خود شویم)، چیزهای جدیدی را در مورد یکدیگر کشف می کنیم و شروع می کنیم به شکل دادن روابط ماندگار و عمیق تر.

۳- وقتی تا دیر وقت با هم فیلم می بینیم و از هم می پرسیم «ماشین رو کجا پارک کردی»، یعنی به همدیگر اهمیت می دهیم.  وقتی در حال زندگی کردن در شهرهای رو به رشدی هستیم

که ممکن است امنیتش کمتر شود، اسکورت کردن یکدیگر تا دم در ماشین یعنی به هم نشان می دهیم مراقب هم هستیم. ما اینجا با همیم و دلمان می خواهد زمان بیشتری را برای

اطمینان از اینکه صحیح و سالم رسیدیم صرف کنیم.

۴- و موقعیت آخر، والدین من زندگی اجتماعی شادی داشتند چون به این عرف فرهنگی معتقد بودند که وقتی کسی شما را دعوت می کند تو هم باید دعوتش کنی. یک بازی متقابل.

شاهد آن بوده ایم که در ابتدای دید و بازدیدها، ورود افراد به یک محفل و جمع مورد استقبال قرار می گیرد. اما وقتی یک نفر از آن جمع قانون بازی متقابل را بارها و بارها بشکند و فقط مهمانی برود،

و کسی را به مهمانی دعوت نکند،در نهایت میرسد به جایی که دفعه بعدی دعوت نمی شود. این موضوع بسیار بسیار به فرهنگ افراد مرتبط است،‌ هیچ کس مجبور نیست در موردش توضیحی بدهد.

نوع جمعها و مهمانیها هم متفاوت است. ساده یا مجلل.

یادمان باشد که با هر ارتباط و تعامل کوچکی که از بین می رود،‌ ما فرصتی برای حس شاد بودن، قدردانی کردن و برقراری ارتباط را از دست می دهیم. هرچقدر هم این تعاملات کوچک باشد،

باز هم می تواند به این حس کمک نماید.

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که از نظر تکنولوژی پیشرفت کرده اما از نظر احساسی ارتباطاتش کمتر شده است. و بیماری پندمیک کرونا هم به کمتر شدن آن بیشتر دامن زد،

اما باز هم می توانیم با همین تکنولوژیها ارتباطات خود را حفظ کرده و شادی حاصل از آن را از خود دریغ ننماییم.

اگر قدری اتیکت را به زندگی‌هایمان برگردانیم می توانیم بهتر از این عمل کنیم. بیایید این لذتهای کوچک زندگی را از دست ندهیم.

یک لحظه بایست. نگاه کن. گوش بده. و آگاهانه مهربانی و تشکر را منتشر و جبران کن.

برگرفته از:

https://www.linkedin.com/pulse/etiquette-mindfulness-source-happiness-dora-gyarmati/?trk=related_artice_Etiquette%20and%20Mindfulness%20as%20a%20Source%20of%20Happiness_article-card_title

حرفه ای در ۲ دقیقه

دوست داری توی یک دوره رایگان شرکت کنی؟

کافیه فقط روی دکمه روبرو کلیک کنی

رایگان اما ارزشمند با بروز رسانی هفتگی

حرفه ای در ۲ دقیقه