This content is protected, please and enroll course to view this content!

2 نظر

  1. ۱- اینکه آخرین بار کی درخواستم رد شد یادم نیست. اما یادمه مدتی پیش برای یه خواهشی به دوستم زنگ زدم تا ازش تو زمینه ای که تواناست کمک بگیرم، اما وقتی در جواب این حرفم که “زنگ زدم یه حالی ازت بپرسم، کم پیدایی” شنیدم که گفت “باز معرفت تو بقیه که حالی از آدم نمیپرسن” دیگه روم نشد درخواستم رو بگم..و علت نگفتنم هم واضح و شفاف و تو قالب همون جملات اول نگفتن خواستم میدونم.. .. یه بار هم یادمه از همکارم میخواستم بین کارهاش چک کنه یه سند که متعلق به کارای منه قاطی کاراش نشده باشه، حاضر به کمک کردن بهم نشد و من شوک شدم ۰ون انتظار نه شنیدن نداشتم، چون در شرایط مشابه بهشون کمک کرده بودم و قدر دان کاراشون بودم قبلا. حتی محترمانه هم خواسته مو عنوان کردم…. ولی انتظار رد شدن درخواستمو واقعا نداشتم ولی به روی خودم نیاوردم

    ۲- از دوست صمیمیم تو یه مکالمه ی تلفنی خواستم تجربیاتشو بعنوان کارشناس در اختیارم بذاره و این رو بعد از سلام احوالپرسی مختصر سریع عنوان کردم، اول به وارد بودنش تو کارش اشاره کردم و بعد درخواستم رو گفتم و بهش مستفیم هم گفتم که نمیخوام تو زحمت بندازه و اگر وقت نداره یا نمیتونه الان، از صمیم قلبم خوشحال میشم اگه خودشو بخاطر من تو زحمت نندازه…. و حد و حدود خواستم رو هم براش مشخص کردم تا بی رودربایستی جوابم رو بده و قبول کرد

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *