فردی به من گفت زن جوانی از همکارانش، شغل خود را بخاطر حرف نا امید کننده رئیسش که پشت سر او زده، ترک کرده است، و از من خواست نظرم را در این مورد بگویم.


داستان از چه قرار بود؟

رئیس مورد نظر پشت سر این خانم حرف نامربوط و بی اعتباری زد و واکنش این خانم استعفا از شغلش بود.

او به شکلی خلاقانه با ارسال ایمیلی که حاوی چندین عکس بود به رئیس و ۲۲ همکارش، استعفای خود را اعلام کرد.

این عکسها نمایش دهنده یک تخنه، پاک کن و جملات مختلفی بود که دلایل استعفایش را توضیح می داد. آن حرف نا امید کننده هم در یکی از عکسها آورده شده بود.

در یکی از عکسها چنین گفت که کار کردن با رئیسش مثل جهنم بوده، و در سایر عکسها هم نشان داد که آن رئیس هم بد اخلاق بوده و هم دهان بدبویی داشته و بیشتر وقتش را در اینترنت و صرف فعالیتهای غیر کاری می کرده است.

چگونه محترمانه «نه» بگوییم؟

این روش چطور بود؟

افراد بسیاری از جمله فردی که این موضوع را با من در میان گذاشت، تصور می کردند که روش استعفای او بسیار جالب و هوشمندانه بوده است.

طبیعتاً من هم با آنها در مورد هوش او توافق داشتم اما این روش را منفعلانه می دانم. چون این روش بهترین کاری نبود که او می توانست انجام دهد.

او هیچوقت برای صحبت مستقیم با رئیس خود تلاش نکرده و به این حرف توهین آمیز اعتراض مستقیمی نداشته است.

او به سادگی و بدون ایتکه کار دیگری را پیدا کرده باشد، فقط از آن کار استعفا داد.

اینکه بگوییم «حرف شما برای من سنگین و توهین آمیز بود» شاید برایمان سخت و دشوار باشد، اما می توانیم با تمرین آن را بیاموزیم

و وقتی از این جملهٔ قاطعانه استفاده کنیم، امکان حذف و اصلاح رفتار بد دیگران را به وجود می آوریم، روابطمان را بهبود می بخشیم و حس بهتری برای خودمان خواهیم ساخت.

اگر به رئیسش می گفت که حرفش باعث ناراحتی او شده، امکان اینکه از او عذرخواهی می کرد شاید وجود داشت.

شاید حتی نظرات و صحبت های منفی در مورد خودش را هم از طرف رئیس و از طرف دیگر همکاران نیز متوقف می ساخت.

یا رفتار رئیس را متفاوت می دید چون مستقیماً به او اعتراض کرده بود و روابط کاری او نیز با رئیسش ممکن بود بهتر شود.

البته، ممکن بود اعتراض مستقیم او هیچ یک از این نتایج را به بار نیاورد و تفاوتی در روابط و رفتارها نیز مشاهده نمی کرد اما آیا ما با تلاش کردن چیزی را از دست می دهیم؟

متاسفانه بخاطر تلاشی که این فرد نداشته، هیچوقت نخواهد فهمید که تلاشش می توانست اثربخش باشد یا خیر و بدون اینکه بفهمد فقط کارش را رها کرده و تسلیم شد.

چگونه از شغل خود استعفا دهید بدون اینکه پلهای پشت سر خود را خراب کنید

یک تجربه:

بخاطر دارم مواقعی که در آموزشگاههای مختلف شهر مشغول تدریس بودم و مدیران آموزشگاه ها برخوردهای نامناسبی داشتند یا حرفی را پشت سرم زدند که برایم توهین آمیز تلقی شد. 

من تجربه هر دو نوع برخورد را داشته ام و به عینه دیدم هرگاه بر روی ارزشها و تواناییهای خودم ایستادگی کردم و جلوی حرف زور و نامربوط ایستادم نتیجه ای بهتر از پیش عایدم شد.

حتی اگر آن موقعیت را ترک کردم، بخاطر زدن حرف قاطعانه و اعتراض بجا حس بهتری داشتم تا اینکه مثل خیلی ها از اعتراض به حق بترسم و پشت سر غر بزنم و بمانم و بسازم. 

چند وقت پیش که با یکی از دوستان صحبت همین تجربیات شد از من پرسید: «هیچوقت بخاطرش پشیمون شدین؟»

پاسخ دادم: «هیچوقت. چون روی اصول و ارزشهای خودم ایستادم و توکلم به خدا بود. و هربار که این روش رو پیش گرفتم نتیجه بهتری برام داشت و باعث پیشرفتم شد.»

آیا شما هم با چنین موردی مواجه شده اید؟ 

خودتان تجربه ای دارید؟ یا همکاری که بجای اعتراض و زدن حرف خود به شکلی قاطعانه کار خود را رها کرده است؟

به نظر شما این روش بهتر بود یا برخورد قاطعانه؟

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید؟